تبليغاتX
شاه بیت

شاه بیت

اولین نوشته

سلام

امروزاولین روز زمستونه  که خیلی هم سرده  و  من برای دلهای شما  گرمی و شادی روآرزومندم.

شایداگر بخوام یه عنوان برای وبلاگم بگم واقعا نتونم اسم خوب ومناسبی  بگم ولی اگر بخوام توضیحی در موردش بدم که شما خواننده عزیز  بدونید با چه مکانی روبه رو هستید باید بگم  اینجا  یه مکانی که هر جوانی واردش  میشه حداقل یه مطلب باشه که به دردش بخوره و اونو با ميل ورغبت بخونه،البته این هدف وآرزوی منه واین که تا چه اندازه بتونم به این مهم برسم بسته به لطف خداست که مسلما  لایتناهی  و بی انتهاست ونظرات مفید وسازنده شما خواننده عزیز که اونم بدون شک قد یه دنیاست.

امیدوارم بتونم نظر هموطن های گلم رو تو سرتاسر ایران عزیز جلب کنم.

باتشکر مدیریت شاه بیت

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 13:2  توسط   | 

سهراب سپهری

به تماشاسوگند

   وبه آغاز کلام

وبه پرواز کبوتر درذهن        

                واژه ای در قفس است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 1:8  توسط  

کوچه

بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد:

يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

من همه، محو تماشاي نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد، تو به من گفتي:

-        ” از اين عشق حذر كن!

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،

آب، آيينة عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“

باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم! “

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...

اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!

يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...

بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

برچسب‌ها: شاه بیت, دستجان, کوچه
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 22:48  توسط   | 

تنهام خیالت پیشمه

تنهایی حس بدیه اونم در حالی که دورت پر آدم باشه.(این ازخودمه ولی حرف دلم بود)


برچسب‌ها: شاه بیت تنها, دستجان
+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 11:38  توسط   | 

امام رضا(ع)

شهادت جانسوز هشتمین ستاره از آسمان امامت حضرت امام رضا(ع) برتمام مسلمین وشیعیان جهان تسلیت باد.


برچسب‌ها: شاه بیت, دستجان, امام رضا, ع
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 19:0  توسط   | 

حضرت ختمی مرتبت

رحلت پیام آور نیکی ورحمت حضرت محمد مصطفی(ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.


برچسب‌ها: شاه بیت, دستجان, حضرت ختمی مرتبت
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 18:53  توسط   | 

کوچولوهای عزیزم

واسه طاهای عزیز خاله وفاطمه ناز زندایی.

چقدربچه ها زود بزرگ میشن.

******************************************************************

MOHAMMAD TAHA

دیروز محمدطاها خواهر زاده جیگرم رو بغل کردم ماشالله سنگین شده بود،یه ماه دیگه تولد3سالگیشه.

بهش میگم خاله سنگین شدی چند کیلویی؟    با زبون شیرینش میگه:3کیلو.(چه ارادتی این بچه ها به عدد سه دارن نمی دونم)     آخ فدای حساب کتاب بچه گونه ات. میگم:نه خاله بیشتری برو از مامانت بپرس.      از مامانش پرسید وبدوبدو اومد گفت:خاله14کیلو.   

وقتی به دنیا اومده بود3کیلو و600گرم بود فکر کن.......

     * .................*...................*....................*................ *

FATEMEH

  زنگ زده بودم خونه خواهر شوهرم که هم حالی ازشون بپرسم وهم کارش داشتم اما فاطمه دختر خواهر شوهرم گوشی رو نمی داد و می گفت:میخوام با زندایی حرف بزنم.      منم یه چند دقیقه باهاش حرف زدم وبعد واسه اینکه راضیش کنم گوشی رو بده مامانش الکی گفتم:فاطمه گوشی روبده مامانت بهش بگم برات چی خریدم!            پرسید:چی خریدی؟        گفتم:کفش.     خلاصه کوشی روداد مامانش ولی از اون ور به فکر حساب کتاب بود همش میگفت:بگو سه تا بخره،بگو شیش تا بخره،بگو همشو بخره...........****


برچسب‌ها: طاها جون وفاطمه جون, شاه بیت
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 23:15  توسط   |